
مقدمه
قانون مدنی در ماده 1207 محجورین را به سه دسته تقسیم نموده است که شامل: صغار، مجانین و اشخاص غیر رشید.
گروهی از اشخاص به حکم قانون محجور شناخته شده اند، یعنی نمی توانند شخصآ و بدون دخالت دیگری امور خود را اداره کنند و اعمال حقوقی انجام دهند، حمایت از آنها مورد توجه قانونگذار واقع شده است و قوانینی بدین منظور در این حوزه وضع شده است. ازدواج محجورین از جمله اموری است که منوط به شرایط خاصی است که قانونگذار برای آن شرایطی در نظر گرفته است که در این مقاله به بحث پیرامون آن می پردازیم.
مفهوم حجر
حَجر در لغت به معنی منع است. در اصطلاح حقوقی حجر به معنی عدم اهلیت استیفاست و می توانیم در تعریف آن بگوییم«حجر عبارت است از منع شخص به حکم قانون از اینکه بتواند امور خود را به طور مستقل و بدون دخالت دیگری اداره کند و شخصاً اعمال حقوقی انجام دهد» و نیز «عدم توانایی شخص در اعمال و اجرای حق».(دکتر سیدحسین صفایی ودکتر سید مرتضی قاسم زاده، اشخاص و محجورین)
ازدواج صغیر
صغیر طبق قانون مدنی به کسی گفته می شود که به سن بلوغ نرسیده است، به عبارت دیگر وصف صغر در برابر کبر که صفت شخص بالغ است قرار میگیرد. در زبان عامیانه و ن.شته های غیر حقوقی به صغیر، کودک، خردسال، طفل یا بچه می گویند. سن بلوغ در دختران نه سال قمری برای فرزندان پسر پانزده سال قمری تعیین شده است(تبصره1 ماده 1210قانون مدنی). به موجب تبصره ماده 1041 قانون مدنی «عقد نکاح قبل از بلوغ با اجازه ولی صحیح است به شرط رعایت مصلحت مولی علیه».
اقسام صغیر
صغیرممیز و صغیر غیر ممیز
صغیر ممکن است ممیز یا غیر ممیز باشد. صغیر ممیز صغیری است که دارای قوه درک وتمیز نسبی است، با اینکه به سن بلوغ نرسیده، زشت را از زیبا و سود را از زیان تشخیص می دهد و میتواند اراده حقوقی داشته باشد. در فقه امامیه بعضی سن 7 سالگی را سن تمیز ذکر کرده اند، زیرا پیغمبر اکرم(ص) فرموده است«فرزندانتان را در 7سالگی به نماز عادت دهید». در حقوق برخی کشورها نیز سن تمیز معین شده است، ولی در قانون مدنی ایران تمیز سن خاصی ندارد و در صورت بروز اختلاف، درباره ممیز یا غیر ممیز بودن صغیر، تشخیص آن با دادگاه است که باید با توجه به اوضاع و احوال و خصوصیات مورد و دلایل و قراین و امارات موجود در این باره تصمیم بگیرد.
هر گاه در ممیز یا غیر ممیز بودن صغیر اختلاف باشد آیا اصل، غیر ممیز بودن یا ممیزبودن اوست؟ بدیهی است که بر طبق ادله اثبات دعوی تشخیص این امر واجد اهمیت است، زیرا طرفی که ادعایش موافق اصل است به دلیل نیازی ندارد و طرفی که ادعایش برخلاف اصل می باشد باید دلیل بیاورد.
از آنجا که حالت عدم تمیز در صغیر مقدم بر تمیز است ، یعنی صغیر نخست غیر ممیز است و بعد وصف تمیز را بدست می آورد، در صورت شک در حدوث تمیز، حکم به بقای حالت سابق می نماییم و به دیگر سخن، صفت عدم تمیز را استصحاب می کنیم.
صغیر ممیز کلیه اعمال حقوقی صغیر غیر ممیز باطل و بلااثر است. به تعبیر فقهی، صغیر مسلوب العباره است. در این باره می توان به ماده 1212قوم استناد کرد. به موجب این ماده:«اعمال و اقوال صغیر تا حدی که مربوط به اموال و حقوق مالی او باشد، باطل و بلاثراست؛ مع الذالک صغیر ممیز میتواند تمکلک بلاعوض کند، مثل قبول هبه، صلح بلاعوض و حیازت مباحات.» لذا در این ماده نافع بودن یا نبودن اعمال حقوقی صغیر ممیز مبنای صحت یا عدم صحت معاملات صغیر ممیز است.

بدون دیدگاه